smilie 

ادامه فعالیت های من در :

وبسایت شخصی من

وبلاگ یادداشت های من

وبلاگ ژئوماتیک

وبلاگ ترانه ها

وبسایت شخصی من

?مه | پیوند | شنبه 13 تير 1388

ماه خرداد رو به ماه

 تلخی و شیرینی ها             و

 تلاش هم تعبیر می کنند

 به زندگیتان سرعت بخشید چون لحظه به لحظه ارزش زمان افزون بر ارزش قبل آن ست ،

نگاهی به لحظه ی قبل می کنم اما راهی برای برگشت و اجرایی دوباره  نیست ، خوب میشد میتوانستم یک بازگشت کوتاهی در زمان انجام دهم

کاشکی

به دلایل امتحاناتی دیگر قادر به آپی در خرداد ماه نیستم

تاریخ آینده را جلوی خودم میارم و در مورد اونها مینویسم

چون من در آن زمان دراین دنیا( net ) نیستمsmilie

smilie

  21 خرداد تولد مادر خوبم

 smilie

 پنجشنبه 21 خرداد برابر است با سالگرد تولد  مادر مهربان و خوب و ... ،  من

مادر عزیزم پیشاپیش تولدت مبارک

 

مادر خوبم هرچه دارم از تو دارم ، عشقت در وجودم همیشگی ست  

تولدت آغازی بود برای شکفتن زندگی ، زیبا 

مادرم امیدوارم سال های سال ، تا عمر دارم در کنارت بمانم و بال و پر بگیرم و از گرمای محبتت بهره مند گردم 

 ... مادر همه وجودم ...

 

<< مادر مهربانم تولدت مبارک >>

 به راستی که بهشت زیر پای مادران است 

********************

  22  خرداد : انتخابات ریاست جمهوری 

  شاهد بحث و سخنرانی های های هر چهار نامزد بودم

  تنها 2 نامزد رو توانا برای این پست دیدم آقای مهندس میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد

که نمایندگان طلبکار اصول و اصلاح هستند.

**********

  23  خرداد : آغاز امتحانات پایان ترم 

امتحانات به سویمان آمده

و ماهم استقبال کرده ایم  

 برای رسیدن به اهداف باید تلاش کرد و گاه این تلاش شاید کمی عجیب باشه ولی برای رسیدن به پیشرفت و ترقی گاه شاید مجبور شیم از کوهستان های مشکلات بگذریم  

 پیوست 1 : 

 این روز ها به خوبی این جمله را درک کرده ام

هر قدر به دیگران احترام بگزاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت 

 پیوست 2 :  

مغزم را آماده فعالیت های متداول کرده ام

سال اول تحصیلم در دانشگاه داره به پایان می رسه

ترم ۲ هم داره تموم میشه  ...    

پی‌نوشت آرزو:

الف ) : آرزو دارم

ایرانی داشته باشیم برای جهان ، نه جهانی داشته باشیم برای ایران

 ب ) : آرزوی بسیار برای موفقیت شما دارم

چون موفقیت شما موجب خوشحالی و شادی شماست ًً

 شادی وخوشحالی شما رابطه ی مستقیم با نوشته هایتان در وبلاگتان

و ُ

پشت پرده ی نظرهای اینترنتی شما در وبلاگ ها و مخصوصاً در وبلاگ م  همراه با شادی ست

و زنجیر وار موجب شادی منsmilie

made by Laie

?مه | پیوند | چهارشنبه 13 خرداد 1388 | 5 نظر | ارسال نظر | موضوع: خاطرات روزانه

سلام به همه ی دوستان میدونم که همه ی شما به نحوی درگیر کارها و درس تون هستید امیدوارم در این ماه که به ماه امتحانات معروفه بتونید در همه ی امور موفق باشید

توسط آقا سعید دعوت به بازی « سه در سه + یک » شدم که واقعاً از این بازی اینترنتی لذت بردم چون یاد بسیاری از خاطرات قدیم اوفتادم

منظورم از قدیم سال های جوانی م هسsmilie

**********


  >> بازی 1+3×3 <<

 

یکم. سه تصویر ماندگاری که در ورزش و یا فیلم دیده اید و در ذهنتان مانده است، کدامند؟ شرح دهید . 

تصویر اول در فیلم میم مثل مادر آن قسمت از فیلم که سعید و گروه آسایشگاه که در حال تمرین موزیک بودن و این شعر رو میخوندن

   هر عشقی میمیرد

                         خاموشی می گیرد

                                                عشق تو نمیمیرد

باور کن بعد از تو دیگری در قلبم جایت را نمی گیرد

 

میم مثل مادر

 

بعد در همین لحظه که سعید در حال ویالون زدن هس حالش بهم میخوره و ...


تصویر دوم درscent of a woman   که در این فیلم آلپاچینو ( al pacino ) در  نقش یک سرهنگ بازنشسته ی کور رو بازی میکنه و اسمش در اونجا هس فرانک ، در جایی از اون به سالن غذا خوری به همراه چارلی میره بعد بوی یک دختر رو استشمام میکنه و بعد با هم میرن در کنار اون دختر میشینن ،

بعد خلاصه فرانک که استاد رقص تانگو هست با اون دختر در وسط سالن رستوران می رقصه

alpacino - tango

 و صحنه ی زیبای دیگه ای هم از اون فیلم در ذهنم مونده جایی که فرانک از چارلی در دادگاه تحصیلی دانشگاه دفاع میکنه


 تصویر سوم در فیلم ما فرشته نیستیم ( we are no angels )  جایی که براون اسمش در قرعه کشی برای سخنرانی در میاد البته تمام لیست اون قرعه نام اون بود در اون فیلم براون و دوستش که اسمش یادم نیس از زندان به کمک یک نفر به طور اتفاقی فرار میکنن و به طور کاملاً اتفاقی تر خودشون رو جای پدر روحانی جا میزنن ( father browen )

اینرو هم بگم که فیلم مارمولک با بازی پرویز پرستویی از این فیلم ایده گرفته شده. 

 

 دوم. سه تصویر ماندگار زندگی شما چیست؟

 اولین صحنه : در پنجم ابتدایی زمانی که در دبستان باهنر بودم یادم میاد اون روز یک فرد از مرکز آموزش و پرورش به مدرسه ما اومده بود ، اومد کلاس ما در ابتدا چندین سوال تست هوش روی تخته نوشت ، و هردفعه من جواب میدادم ، جالب اینه که کل کلاس مغزشون هنگ کرده بود!بعد منرو خواست که بیام جلوی تخته بعد انیدفعه یک تست هوش فوق العاده سخت روی تخته کشید ، در ابتدا که من نمی دونستم این چه ه ولی بعد از چند دقیقه تمرکز و استدلال حلش کردم یادم میاد کل کلاس و معلم و اون فرد هم برام دست زدن بعد همون جا یک جایزه به من داد

یک مداد جایزه ای بود که به من داددر اون لحظه خیلی ناراحت شدم که جایزه ام تنها یک مداد بود

 ولی الآن ارزش اون جایزه رو میدونم.

 دومین صحنه : در اول ابتدایی در دبستان سعادت بودم در روز بسیار زیبایی رفتیم اردو در جنگل شهید زارع ، من و 2 تا از دوستام از اونجایی که خیلی به قدم زدن علاقه داشتیم به داخل جنگل رفتیم و همین طور میرفتیم و سرگرم حرف زدن با هم بودیم تا اینکه در اون لحظه ی بامزه متوجه شدیم که گم شدیم و هیچ کدوم نیدونیم کجاییم ، بعد خلاصه اینقد اینطرف و اونطرف رفتیم تا یک موجود زنده ی گنده رو دیدیم ، حدس بزنین دیگه ، آره گاو و دیدیم و دنبالش همین طوری رفتیم دنبالش تا به اینکه به جاده اصلی رسیدیم و بالاخره راه خودمون رو پیدا کردیم

(من اون موقع فقط 7 سالم بود. )  

سومین صحنه :

این صحنه به دلایل شخصی ، خانوادگی ، ... قابل نوشتن نیست

 ولی این صحنه ، تصویری تجسمی در قلبم هست

 ok 

 

سوم. سه آهنگ ماندگار و خاطره انگیز زندگیتان را نام ببرید.

 اولین آهنگ : La Isla Bonita از مادونا ( Madonna ) این آهنگ رو بیش از صد ها بار توی این سال ها گوش کردم و علاقه بسیار شدیدی به این موزیک دارم


Beautiful faces, no cares in this world

در این دنیای(خیالی) چهره زیبا ارزش نیست   

 

madonna-la-isla-bonita

 

دومین آهنگ : نقاب از سیاوش قمیشی 

در مورد موزیک و شعر این آهنگ هرچه بگم باز هم کم گفتم

 سومین آهنگ : بنویس از منصور

یادم میاد این اولین آهنگی بود که من از منصور شنیدم از آهنگ‌هایی که هم خیلی دوستش دارم و خاطرات زیادی هم از این آهنگ در ذهنم هک شده

آهنگ ها ی بسیار زیبای دیگه ای هم در ذهن من هستن مثل :

خاطرات ار ماهان بهرام خان ،

قرارمون یادت نره از منصور ،

بارون ازسیاوش قمیشی ،

فاصله از محسن یگانه

 +1 

الف : (به این سوال آقایان حتماً جواب بدهند) هر چند وقت یک بار در دلتان خطاب به یک راننده‌ی زن می‌گویید که چه کسی به تو گواهینامه داده؟!!!

من این جمله رو هیچ وقت نمی گم ، ولی قبول دارم که رانندگی زن ها بسیار ضعیف تر از مردها ست و میتونم به جرات بگم از هر 3 تا زنی که رانندگی میکنن 2 تا شون توانایی لازم برای رانندگی رو ندارن 

ب : (به این سوال خانومها حتماً جواب بدهند) چقدر اعتقاد دارید که آقایان کمتر از سنشان می‌فهمند و هیچ وقت عقل‌شان به پای خانوم ها نمیرسد. 

من با این جمله در کل موافقم چون پسر ها کمی دیر تر از دختر ها به بلوغ فکری میرسن و تقریباً این چمله 80% صدق میکنه  البته من جزء اون 20 درصد هستم ا 


 

آخیش ، خب دیگه حالا نوبت » دعوت ه

و نوبت دعوت کردن دوستانه، تا زنجیره‌ی بازی قطع نشه. دوستان زیر :


 پدر گرامی ( نسیم ) ، پسرعموی گلم ( امید )


آبجی های خوبم  پردیس خانم ، فرشته خانم ، باران خانم


خانم فرزانه مهران ( که امیدوارم قبول کنن )


امین جان ، نوشی خانم ، نی نی  هم دعوتن


پی‌نوشت: دوستانی که لطف می‌کنند و دعوت من رو قبول می‌کنند، لطفاً به سوالات این بازی در داخل وبشون پاسخ بدن

تشکر


  
?مه | پیوند | جمعه 8 خرداد 1388 | 10 نظر | ارسال نظر | موضوع: other