صبح با تمام خستگی بلند شدم سریع آب جوش رو شیرین کردم و با smilieبیسکویت شیرین عسلsmilie خوردم
سریع پریدم لباس پوشیدم رفتم کتابخونه ساریان ،،،،،، خوندم ، حل کردم ، نوشتم ، .........
راس ساعت 10 رفتم داخل دان___smilie


آقای کوهزاده اومد ..... رفع اشکال ......بعد امتحان
شروع به حل کردن مسا..ال_+____+_+_+_+____________-*/___***
خب بقلی تقلب میخواس@ ..smilie..@ .دادم..

تموم شد ......هرچند دوتا رو شک داشتم
ولی فک میکردم دیگه تموم شده و 20...شم...... ولی چشتون روز بد نبینه.......
رفتم بیرون بچه ها گفتن .اینجوریsmiliesmilie .قلبم حری ریختsmiliesmilie


3 تا رو کمی غلط نوشتم یعنی جواب آخرش رو ،،،ولی .........یعنی قانون هارو بد به کار بردم....یعنی......خب وللش زیاد مهم نیس

نتیجه:۱.smilie بعدش:

بچه ها بزرگان سعی کنین هر چی میخونین کاملش رو بخونین و خیلی  رووش  فک کنین

تا اینطوری  ـــ  .نزنین

 

?مه | پیوند | دوشنبه 4 آذر 1387 | 6 نظر | ارسال نظر | موضوع: نوشته دانشجو
نظر | يكشنبه 3 آذر 1387
موفق باشيد.
نظر | يكشنبه 3 آذر 1387
بهروز گفت:
سلام.خوبی؟ داستان زیبای راه بهشت..!حتمآ بخونش..اره اپیدم بیا..منتظرم.
نظر | دوشنبه 4 آذر 1387
سعید گفت:
سلام. هميشه امتحان که تموم می‌شد از بچه‌ها فاصله می‌گرفتم. همش راجع به اينکه اين سئوال چی می‌شه و اون سئوال چی می‌شه صحبت می‌کردند.
امتحان که از جلسه آمدی بيرون تمام شده ديگه. نمره‌ها مياد معلوم ميشه کی چيکار کرده، ديگه اينقدر بحث و جدل نداره که.
نظر | دوشنبه 4 آذر 1387
sim sim گفت:
webet kho0shgele baho0le
نظر | سه شنبه 5 آذر 1387
محمد گفت:
سلام مهدی جان
وبلاگت روز به روز داره پیشرفت می کنه
موفق باشی
راستی
امروز کلاس فيزيک برگزار نشد من از خدا خواسته پريدم تو اتوبوسو اومدم دماوند

نظر | پنجشنبه 7 آذر 1387
shakira گفت:
از آشنايی با شما وسایتتون خوشحال شدم اگر مايليد به سايت من هم سری بزنيد تا در صورت تمايل با هم تبادل لينک کنيم!