به دلیل تبعيد به دورترين نقطه مغز ، يعنی فراموشی ،

قلب تقاضای عفو عشق را داشت

 ولی همه اعضا با او مخالف بودند

 قلب شروع كرد به طرفداری از عشق :

آهای چشم مگر تو نبودی كه هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی

،

ای گوش مگر تو نبودی كه در آرزوی شنيدن صدايش بودی

و

شما پاها كه هميشه رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد ؟

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند

،

 تنها عقل و قلب در جلسه ماندند

عقل گفت : ديدی قلب همه از عشق بی زارند ،

 ولی متحيرم با وجودی كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده

 چرا هنوز از او حمايت ميكنی !؟ 

قلب ناليد و گفت :

من با وجود عشق ديگر نخواهم بود

و تنها تكه گوشتی هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند

و فقط با عشق ميتوانم يك قلبی واقعی باشم

?مه | پیوند | شنبه 29 فروردين 1388 | 13 نظر | ارسال نظر | موضوع: ستاره ای در قلب
نظر | دوشنبه 24 فروردين 1388
هلیا گفت:
خیلی زیبا بود
نظر | سه شنبه 25 فروردين 1388
لیلی گفت:
سلام
نه از مطالب پدرتون استفاده نکردم!
.
امیدوارم هرگز عشق در زندگیتون عنصر تبعیدشده نباشه.
نظر | سه شنبه 25 فروردين 1388
سعید گفت:
اِ... توام؟ چه میشه کرد دیگه، این از خواص فصل بهاره، فصل عاشقی و دلدادگی
نظر | سه شنبه 25 فروردين 1388
فرشته گفت:
سلام به داداش مهدی عاشق خودم



عاشق شدی؟
مبارکه




امید وارم که عشق ترو به بالا ترین درجه انسانیت برسونه

رید آدمی بجایی که بجز خدا نبیند
بدر آی تا ببینی طیران آدمیت


نظر | سه شنبه 25 فروردين 1388
حسين گفت:
سلام ممنون که سر زدی همشهری.
نظر | چهارشنبه 26 فروردين 1388
مژده گفت:
°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_________________
~~~~/__ ......................................_\~~~ ~~~~
~~~~~/ _................................... _\~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-
نظر | چهارشنبه 26 فروردين 1388
nc گفت:
ممنون که به من سر زدی.
راستی این مطلب آخرت خیلی قشنگ بود
نظر | پنجشنبه 27 فروردين 1388
نوشی گفت:
چه جالب بود !

جدی پول تل شمام ... !

ووووووووووییییییییی
نظر | پنجشنبه 27 فروردين 1388
ح- ش گفت:
سلام آقا مهدی دیدمت. خوندمت و لذت بردم برادر من به خدا منظوری نداشتم. همینجوری بود........
نظر | پنجشنبه 27 فروردين 1388
سلام از ماست.


نه خسته آقا مهدی ..

خوش آمدید قربان
نظر | شنبه 29 فروردين 1388
likemoon گفت:
سلام
خوبی؟ خوش میگذره؟
داستان قشنگی بود
یه توضیحی میخواستم بدم در مورد اون بازیه تو باید تو وبلاگ خودت اون بازی رو انجام بدی و چند نفر دیگه رو به انتخاب خودت دوباره دعوت کنی
نظر | يكشنبه 30 فروردين 1388
سعید گفت:
سلام. اولم؟

سخن اسیر توست تا زمانیکه در دل توست، چون سخن را بر زبان راندی، تو اسیر آنی
نظر | دوشنبه 31 فروردين 1388
ناشناس گفت:
سلام ! ممنونم !